أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
275
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
دليل تحريم كرد و پس از آن بتأكيد تحريمش آيت فرستاد در سورهء المائده : إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ ؛ الى آخر الآيه ، و هر چه مست كند اندك و بسيار آن حرام بود . خبرى كه در « نبيذ » روايت ميكنند كه : تمرة طيّبة و ماء طهور ، آن چنان بود كه روزى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در بعضى از منازل فرو آمد و در آنجا آبى سخت شور بود و ناخوش ، بفرمود : تا خرمائى چند در مطهرهء انداختند و رسول بقيلوله بخفت آنگه برخاست و از آن آب وضو كرد ، گفتند : يا رسول اللّه روا باشد ؟ - گفت : چرا روا نباشد . تمرة طيّبة و ماء طهور ، پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : از انگور خمر بود و از خرما خمر بود و از مويز و گندم و جو و ارزن خمر بود و گفت : كلّ شراب عاقبته كعاقبة الخمر فهو حرام هر شرابى كه عاقبت او چون خمر بود يعنى مستى آرد آن حرام باشد . مضاء بن الحارث روايت كند از ابو عبد اللّه كه : روزى جماعتى از اهل شام بنزديك عبد اللّه عمر آمدند و او را گفتند : يابن عمر ما را خبر ده تا چه شنيدهاى در باب خمر و شراب مسكر ؟ - گفت : از رسول صلى اللّه عليه و آله شنيدم كه او گفت : و الّذى بعثنى بالحقّ ، به آن خدائى كه بحقّ مرا بخلقان فرستاد هر كس كه او يك شربت بازخورد از شراب مسكر خداى تعالى چهل شبانروز نماز او نپذيرد و اگر توبه كند مقبول باشد و چون دو شربت بازخورد از شراب مسكر خداى تعالى هشتاد شبانروز نماز او نپذيرد و اگر توبه كند مقبول باشد و هر كس كه او سه شربت باز خورد صد و بيست شبانروز نماز او نپذيرد و واجب باشد كه او را ردغة الخبال بچشانند ، گفتند : يا رسول اللّه ردغة الخبال چه باشد ؟ - گفت : خون و ريم اهل دوزخ بود كه از شكم ايشان بيرون آمده باشد و آن در واديى باشد از دوزخ چندانكه از مشرق تا به مغرب در آنجا موج زند آنگه گفت : بيفزايم شما را اى اهل شام ، رسول گفت : بحقّ آنخدائى كه مرا براستى بخلق فرستاد كه شارب خمر فرداى قيامت مىآيد سياه روى و ازرق چشم لبها از دهن باز افتاده آب از دهنش ميرود و هر كه او را ببيند ازوش نفرت آيد و خمر خورنده تشنه ميرد و در گور تشنه باشد و روز قيامت تشنه بر خيزد و هزار سال بانگ ميدارد كه وا عطشاه ، پس از هزار سال آبى آرند او را چون دردى - زيت كه چون با دهن برد رويش بريان كند و دندانهايش در آن كاسه افتد و چشمهايش